جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

117

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

بود و خداوند فرموده است كه وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ « 1 » يعنى فراموش مكنيد احسان و فضل را در ميان خودتان . و حكايت « 2 » شده است آنكه در زمان فيروز بن يزدجرد كه پادشاه عادل و صاحب احسان بوده است قحطى عظيمى اتفاق افتاد و احسان و اموال و خزائن خود را همگى بيرون داد و با رعاياى خود احسان و مواسات نمود و قدغن فرمود كه اگر احدى در بلدى از گرسنگى بميرد ، هرآينه اهل آن بلد را سياست و زجر خواهم كرد و در ايام قحطى احدى از مردمان نمرده بود و احسان و عدل او قائم مقام خصب زمان و ايام ارزانى و فراوانى گرديد و از اينجاست كه گفته‌اند : « العدل و الاحسان من السلطان يقوم مقام خصب الزمان » « 3 » و معنى عطيه به ذى القربى حق‌گذارى عموم رعاياست . چونكه تمامى رعايا به منزله اقارب سلطان و پادشاه بلكه همگى عيال او مىباشند و وصيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حال ممات و آخر حيات خود به اين دو كلمه بوده است كه « الصلاة و ما ملكت ايمانكم » « 4 » يعنى تعهّد امر نماز ، احوال مملوك ، زيردستان ، رعايا و اسيران خود را درست و نيكو بنمائيد و هر انعام ، احسان ، انصاف ، معدلت ، آبادى ، مكرمت ، مدارا ، مواسات ، سياست و حراست كه سلطان بالنسبه به رعايا فرمايد ، همگى از جمله صله رحم ، حق ذى القربى ، مروت سلطنت و اركان ثبات و دوام مملكت مىباشد و همچنين هر رسم و طريقه حسنه‌اى كه در تخفيف بر رعايا و آسايش خلق قرار داده شود از اين قبيل است و تا انقراض عالم هر سلطانى كه به آن رسوم عمل نمايد و اين تخفيفات را مقرر دارد . هر آينه مثل ثواب آن همه را از براى اين سلطان اول كه بناى آنها را گذارده است ؛ مىنويسند . چنان كه اگر عياذ باللّه ، ظالمى بدعتى و طريقه سيئه‌اى را قانون قرار دهد تا انقراض عالم ، هركس كه به آن

--> ( 1 ) . بقره : 238 ( 2 ) . تاريخ طبرى 1 : 413 ( 3 ) . بحار 75 : 10 : 67 ب 15 ، قال على ( ع ) « و عدل السلطان خير من خصب الزمان . » ( 4 ) . كافى ج 7 : ص 52